شهدای حصیرآباد

قدرت الله (ایرج) صادقی

شهید قدرت الله (ایرج) صادقی

نام و نام خانوادگی: قدرت الله (ایرج) صادقی

نام پدر: عبدالله

تاریخ تولد: ۱۳۳۸

محل تولد: ماهشهر

تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۰۲/۱۰

محل شهادت: عملیات بیت المقدس، محور کانال بیوض، بعد از روستای ام اتمیر

محل دفن: بهشت شهدای اهواز

[tab name=”زندگینامه”]

شهید صادقی اولین شهید از بین بچه هایی بود که با آغاز جنگ تحمیلی، خانه و زندگیشان شده بود مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام در خیابان ۱۳ حصیرآباد اهواز….

نام مستعارش ایرج بود. از ورزشکاران شناخته شده منطقه بود که در رشته فوتبال و پست دروازه بانی فعالیت داشت. با شروع جنگ به غیر از مرحوم حاج باقر زبیدی به نظرم از لحاظ سنی از دیگر نیروهای مسجد بزرگتر بود. او بعد از برادر جانبازمان حاج مهدی جهان علی خواه، مسئولیت آموزش نظامی، به تمامی نیروهای ستاد مقاومت (چه جدید و چه قدیمی ) بر عهده داشت.
ایشان در یک خانواده پرجمعیت و آرام در چهارراه اول خیابان ۱۲ حصیرآباد زندگی میکرد.
ایرج در تاریخ ۱۰ و یا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۱ در مرحله اول عملیات الی بیت المقدس که در کمتر از دو ماه به آزاد سازی خرمشهر منجر شد، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. تا چندین روز پیکر پاکش، مفقود بود و در این مدت توسط عده ای از یارانش از جمله حاج احمد زبید و برادرش حاج نادر صادقی آن قامت رعنا جستجو میشد تا اینکه روزی پیکر آن پروانه ی سوخته پر و بال یافت شد و در بهشت شهدای اهواز بخاک سپرده شد.

[/tab]
[tab name=”وصیتنامه”]

بسم الله الرحمن الرحیم
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، آنها زنده اند و نزد خداوند روزی می خورند.

هل من ناصر ینصرنی
کیست مرا یاری کند؟
(امام حسین)

ما به همین آسانی خون خود را می دهیم و خواهیم داد تا اسلام زنده بماند، تا فرزندانمان در آینده سربلند باشند و تا مستضعفان در آینده سربلند و آزاده باشند.
ما عاشق شهادتیم. اگر در راه خدا و اسلام کشته شوم و باز زنده گردم، دست از یاری امام و انقلاب برنخواهم داشت و در راه خدا و رسولش خواهم جنگید و اگر هزاربار کشته شوم پ باز زنده گردم، هیچگاه از عقیده خود برنخواهم گشت و در راه اسلام و در راه رهبری امام خمینی جان خود را خواهم داد.
خدا را شکر میکنم که به ما نعمت هایی چون انقلاب، چون رهبری امام، نعمت هایی چون جنگ را عطا کرد. خداوند بهترین مومنان را در سخت ترین شرایط قرار میدهد و آنها را آزمایش میکند.
من از کلیه برادران پاسدار و ارتشی و مردم غیور ایران میخواهم که امام را تنها نگذارند.
از تمام دوستان و آشنایان تقاضا میکنم که مرا عفو کنند. از خانواده ام و مخصوصا از مادر عزیزم التماس میکنم که مرا ببخشد و از او میخواهم که گریه نکند.
من تنها دو خواهش دارم:
یکی اینکه مرا در اهواز دفن کنید.
و دیگر اینکه به هنگام تشییع جنازه ام دستهای مرا بیرون بیاورید تا دنیاپرستان و خودکامگان بدانند که به هنگام مرگ چیزی با خود از این دنیا نمی برم.
والسلام
قدرت الله صادقی
۶۰/۱۱/۱۶

[/tab]

[tab name=”گالری تصویر”]

[/tab]

[tab name=”منبع اطلاعات”]دوستان و همرزمان شهید در مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام[/tab]

[end_tabset]